۱۳۹۷ خرداد ۱۳, یکشنبه

خائنان به استقلال وطن و سوء استفاده از دوگل







هر شخصی که وارد پروسه خیانت به استقلال وطن و به خدمت قدرت خارجی و آوردن ارتش مهاجم به مام وطن می شود، متوسل به زبان فریب می شود و برای فریب مردم، می گوید که ژنرال دوگل هم همینگونه عمل کرد و وقتی قادر به شکست هیتلر نشد، با چرچیل وارد بده بستان شد و اینگونه هیتلر شکست خورد.

این قیاس مع الفارق دارای چندین تناقض است (هیچ دروغی را بدون تناقض نمی شود گفت.)  در اینجا به یکی از این تناقضها می پردازم:


قیاس از جمله، از این جهت مع الفارق است که انگستان و فرانسه به عنوان دو کشور دموکراتیک قبل از جنگ، با یکدیگر موافقتانه دفاع مشترک را امضا کرده بودند که بنا بر آن، حمله به یک کشور، حمله به کشور دیگر تلقی می شد.

در چنین وضعیتی، فرانسه در جنگ شکست خورده بود ولی نبرد ادامه داشت و بنا براین موافقتنامه پا بر جا بود و هر دو به آن وفادار و بنابراین وظیفه چرچیل بود که هم برای رفع خطر از انگیس و هم کمک به  آزاد کردن سرزمینهای اشغالی فرانسه، به ارتش آزادیبخش فرانسه، کمک کند.


از جمله، در همین رابطه می شود که زبان فریب خائنان به استقلال وطن و میوه ممنوعه قدرت را خورده را به شفافیت در یافت، چرا که:

- هیچوقت هیچ توافقنامه ای بین ایران و آمریکا برای مقابله با دشمن مشترک وجود ندارد (در قبل از انقلاب، پیمان سنتو وجود داشت که حتی قبل از انقلاب از اعتبار افتاده بود).

- ایران، یا آمریکا، مورد حمله دشمن مشترکی قرار نگرفته اند (بعد از انقلاب، البته عراق به ایران حمله کرد و این حمله نه تنها با چراغ سبز امریکا، که طی هشت سال از بیشترین حمایت آمریکا و غرب بر خوردار شد).  

- بر فرض هم که چنین باشد، این خائنان وطن دخیل بسته بر ضریح کاخ سفید، هیچ صلاحیتی برای چنین درخواستی ندارند.  اینها از مغضوب ترین های جامعه ملی ایران می باشند، چرا که مرتکب عظیم ترین خیانتها شده اند و در فردای ایران آزاد، بروی صندلی داغ وجدان جامعه ملی قرار خواهند گرفت.



- ایران، عراق و لیبی و سوریه نیست که اصل استقلال در مبارزه برای جامعه ملی اهمیتی نداشته باشد.  اهمیت این اصل در مبارزه، حتی وارد تاریخ اسطوره ای ما شده است و این یکی از اصلی ترین دلایل استمرار ایران در طول تاریخ می باشد.  فردوسی بما می گوید که جمشید نیک، میوه ممنوعه قدرت را خورد و اینگونه به بیدادگری خود ستان تبدیل شد.  مردم برای رهایی خود از ستم او به قدرت خارجی روی آوردند و از ضحاک، پادشاه یمن کمک خواستند.  ضحاک، جمشید را به زیر کشید ولی خود حکومتی بس سفاک تر تشکیل داد.  تا کار به جنبش جامعه ملی برهبری فریدون رسید.  به بیان دیگر، فردوسی هم از خطر بدامن قدرت خارج پناه بردن سخن می گوید و هم می گوید که سرنگونی مستبد، تنها و تنها وظیفه جامعه ملی ایران می باشد.

منظور اینکه، بدون استثناء، هر جریان و فرد و گروه و سازمان و فرقه ای که میوه ممنوعه قدرت را خوردند و از شدت خود تحقیری و مردم تحقیری، تغییر را از طریق قدرت خارجی و به قیمت ویرانی وطن تعقیب کردند، از آنجا که جامعه ملی ایران بشدت به رعایت اصل استقلال در مبارزه آگاه است، به زبان فریب توسل جستند و خودکامگی و شهوت قدرت پرستی و عجز خود را در پشت دوگل پنهان کرد
این افراد، خوب آگاه باشند، که جامعه ملی ایران، همیشه توانا به بخشیدن اشتباه بوده است، ولی خیانت را هرگز نمی بخشد.

توضیح عکسها برای آنها که پشت دوگل پنهان شده اند:

در دو عکس آخر، واکنش جامعه فرانسه را نسبت به کسانی که با ارتش اشغالگر همکاری کرده بودند، می بینید.  مجازات بسیاری از مردها، اعدام شد و مجازات زنها، سر تراشیدن و تحقیر در ملاء عام.  متاسفانه اینگونه واکنش را هم در افغانستان می بینیم و هم در عراق، که حتی کسانی که برای نیروهای اشغالگر، نقش مترجم را بازی کرده بودند به هنگام ترک این نیروها، از کشور خود فرار می کنند و پناهندگی می گیرند، چرا که هم از جامعه طرد شده اند و هم جانشان در خطر است. 


در رابطه با فرانسه، گفتن این اطلاع نیز مهم است که بسیاری از ژنرالهای و سیاستمداران آمریکایی، مکرر گفته اند که فرانسوی ها هیچوقت از اینکه کشور آنها را آزاد کردیم، ما را نبخشیدند.  اینها در واقع به غرور ملی جریحه دار شده فرانسوی ها اشاره می کنند که کشورشان دو بار تصرف شد.  ملتی، تاریخی و با فرهنگ، هیچگاه تحقیر و خفت "آزاد" شدن بوسیله قدرت خارجی را بر خود نمی پذیرد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر