۱۳۹۲ آذر ۲۵, دوشنبه

یاداشتی کوتاه: معترضان اوکراینی برای تغییر برادر بزرگ در سرما می لرزند

اعتراضات در اوکراین و اینکه درصد قابل توجهی از مردم اوکراین کوشش دارند تا مرکز ثقل رابطه با قدرتهای خارجی را از روسیه به اتحادیه اروپا منتقل کنند که حاصل و نتیجه خلاء اندیشه ای که اصل را بر توانایی و استقلال و ازادی مردم بگذارد می باشد من را یاد تظاهرات چند سال قبل در یکی از مستعمره های سابق فرانسه در افریقا انداخت( متاسفانه اسم کشور از یادم رفته است.)  خبرنگار بی بی سی با یکی از تظاهرکنندگان مصاحبه کرد و سوال که علت شرکتش در تظاهرات چیست؟  تظاهر کننده با هیجان بسیار پاسخ داد که:"ما دیگر نمی خواهیم زبان رسمی امان فرانسوی باشد، بلکه می خواهیم انگلیسی باشد." خبرنگار بی بی سی سوال نکرد که نظرت در باره زبان مادری ات چیست و چرا اصلا آن را به حساب نمی آوری؟ حال سوال از معترضان اوکراینی این است که چرا خود را به حساب نمی آورید؟  زندگی کردن در استقلال و ازادی و با قدرتهای خارجی از طریق این دو اصل ارتباط کردن چه ایرادی دارد که دنبال انتخاب برادر بزرگ جدید می باشید؟

البته یادم هست که زمانی که تازه چند سالی بود که اوکراین مستقل شده بود، یک روز در کلاسمان که سمینار ناسیونالیسم بر قرار بود استادی تازه وارد از اوکراین را دیدم و بچه ها کنجکاو که در سمینار ما چه می کند.  جواب داد که ما هیچوقت کشور نبوده ایم و قرنها تحت سلطه روسیه زندگی کرده ایم  و همه عناصر فرهنگی-تاریخی امان روسی می باشد.  حال بر اثر تغییر شرایط، دارای کشور شده ایم ولی نمی دانیم هویتمان به عنوان اوکراینی چه هویتی می باشد؟  به همین علت از طرف دولت به اینجا فرستاده شده ایم تا هویتی اوکراینی را تدوین و معرفی کنم ( فکر می کنم فکر کنم دو نفر بودند ولی فقط یکی از آنها صحبت می کرد.)

منظورم این است که این کشوری می باشد که عمرش کمی بیش از بیست سال هست و انتظار زیادی نباید داشت. 

در عین حال دیشب بحثی با یکی از متخصصان روسیه در مورد اوکراین داشتم و بیشتر این صحبتها را با او مطرح کردم.  موافق بود و در عین حال افزود که علت اصلی این است که مردم از فساد اولیگارشی حاکم به فقان آمده اند و علت اصلی اعتراض به قدرتمندی این اولیگارشی فاسد که آنها را به چیزی به حساب نمی آورد می باشد.  گفتم ولی یکی از رهبران اصلی اینها نخست وزیر سابق خانم یولیا تیموشنکو می باشد که خود نیز سخت آلوده فساد است، اینگونه که نمی شود به مبارزه فساد رفت و...و

۱۳۹۲ آذر ۲۳, شنبه

به یاد برادرم مسعود



امروز سی و پنجمین سالروز شهادت برادرم مسعود دلخواسته، در جریان انقلاب 57 بدست لباس شخصی های شاه می باشد.  از این فرصت استفاده می کنم تا به نسل جوان یادآوری کنم که مسعود و مسعودها به این علت سینه خود را در برابر گلوله ها سپر نکردند تا مستبدی را جانشین مستبدی دیگر و نظام بس فاسد تری را جانشین نظام فاسد قبلی بکنند.  مسعود، شخصیتی استبداد ستیز داشت و دشمنی اش با سلطنت از همین جا نشات می گرفت.  تاب تحمل زور شنیدن و نقض کرامت خود و دیگران را نداشت.  برای نمونه، دو سال قبل از شهادتش که در سن 17 سالگی به هوانیروز ملحق شده بود، در صبحگاه، سرهنگی به او توهین و فحش مادر می دهد و مسعود در جا او را با مشتی نقش بر زمین می کند و از آنجا به زندان می افتد ولی از آنجا که هنوز سنش قانونی نبود، موفق به اینکه او را محاکمه نظامی کنند نمی شوند و در نتیجه اخراجش می کنند.   در محله، عیاری به معنی کامل کلمه بود و حامی ضعیفان و قلدرها و زورگوها تا زمانی که او بود نمی توانستند سر کوچه بایستند و به بچه ها همیشه اول سلام می داد.
درست دو روز قبل از شهادتش به مزار قربانیان استبداد سلطنتی پدر و پسر، یعنی شهدای سی تیر، دکتر فاطمی و میرزاده عشقی رفت.  خمینی را هم مانند اکثریت مطلق نسل ما تنها از طریق مصاحبه ها و اطلاعیه هایش می شناخت و البته  از این منظر، خمینی هیچ نبود جز ستاره آزادی و معنویت و مدافع استقلال و آزادی وطن و اسلامی که بیانگر این ارزشها می بود.  مسعود برای وطن و آینده وطنی مبارزه می کرد که در آن ساکنان ایران زمین از حقوق انسانی و ملی خود بر خوردار می شدند.
بعد از کودتای سی خرداد شصت همیشه به تکرار می گفتم که اگر مسعود در جریان انقلاب به شهادت نمی رسید، بدست جلادان خمینی به شهادت می رسید چرا که مسعودی را که من می شناختم از اولین کسانی می بود که در برابر عهد شکنی خمینی و کوشش او در باز سازی استبداد می ایستاد چرا که همانطور که گفتم مسعود دلخواسته ظلم ستیر و استبداد ستیز بود.
کوتاه سخن اینکه به مافیای حاکم می گوییم که شیران کشته نشدند تا کفتاران جانشین انها شوند و انقلابیون کشته نشدند تا ضد انقلاب در لباس انقلاب استبداد سلطنتی را این بار در لباس دینی باز سازی کند.  در اینجا عهد خود را با برادرم تازه می کنم و به او می گویم که جان برادر، تو رفتی و ما مانده ایم.  تو ایستادی و ما ایستاده ایم و این ایستادگی را تا آخرین نفس ادامه خواهیم داد تا بالاخره وطن استبداد زده ما بعد از و بیش از یک قرن مبارزه، معشوق استقلال و ازادی و مردم سالاری  را در اغوش گرفته و جمهوری شهروندان برقرار و در رشدی فقر شکن، ایرانیان و ساکنان ایران زمین در ازادی و در عطری از معنویت که مولوی ها را پرورش داد، نفس بکشند.


مصاحبه با نازنین مادر:

 http://www.youtube.com/watch?v=AALCeGOsUjY

۱۳۹۲ آذر ۱۹, سه‌شنبه

ایرانیان، از جای نجنبید مافیای حاکم برای حفظ خود سه جزیره را خواهد بخشید

هشدار به مردم وطن.  مافیای حاکم بعد از تسلیم نامه ژنو حال قصد دارد بر سر سه جزیره با مستبدان دیگر خلیج فارس وارد معامله شود( جزایری که جزء لاینفک وطن می باشد و شاه سابق با اینکه حق نداشت، بهای آن را به امارات پرداخت کرده بود.  حق نداشت از این جهت که انسان برای خاکی که از آن اوست به دیگری پول نمی دهد، آنهم اماراتی که تازه چند سال قبل از آن بوسیله دولت فخیمه انگلستان با کشیدن خطی بروی شنزار ایجاد شده بود. اصلا کشوری نبوده است که بخواهد ادعای ارضی داشته باشد.).  چرا که رژیمی که فاقد عرق ملی می باشد و حفظ خود برایش اوجب واجبات است به هر خیانتی تن می دهد تا خود را حفظ کند.  در چنین حالتی می باشد که مسئولیت ایرانیان در قبال سرنوشت وطن خود بسیار بیشتر می شود، خصوص  مسئولیت کسانی که پذیرفتند فریب بخورند و وارد بازی "انتخابات" ریاست جمهوری شوند و از طریق آنها آقای خامنه ای فرد و دولتی را وارد بازی سیاسی برای حفظ خود کرد که از اولین  کارهایش تسلیم شدن در برابر غرب و آن را پیروزی نامیدن و بعد برای جلب چند مستبد خلیج فارس قصد معامله سه جزیره را دارد.  در این رابطه مسئولیت کسانی که در شوی انتخاباتی شرکت کردند بیشتر است چرا که انها بودند که برای چنین دولتی پوشش ایجاد کردند

البته ذهنیت کوته بین نخبگان قدرت طلب درون رژیم اینگونه چنین خیانتی را توجیه می کند که با انجام اینکار در محور شکل گرفته بر ضد ایران  شکاف ایجاد خواهد شد، در حالیکه نتیجه عکس خواهد شد و وقتی مستبدان خلیج فارس ببیینند که در نتیجه ایجاد چنین محوری، به هدف خود در مورد سه جزیره رسیده اند، از آنجا که از جمله خاصه های قدرت، انبساط  است، بر خواستهای خود افزوده و به کوشش برای ضممیمه کردن بخشهای دیگری از خاک وطن دست خواهند زد  

البته وقتی سخن از وطن است و خاک وطن، دیگر سخن گفتن از شرکت کننده و تحریم کننده موضوع ثانویه ای می شود چرا که موضوع اصلی حیات ملی وطن است که حفظ آن وظیفه تمامی ایرانیانی می باشد که از عرق ملی برخوردار و آگاهی نسبی به حقوق ملی و انسانی خود دارند.  همه با هم


۱۳۹۲ آذر ۱۸, دوشنبه

باربارا هونگر_ اکتبر سورپرایز_ حمله 11 سپتامبر


باربارا هونگر یکی از معتبرترین پژوهشگران آمریکایی در رابطه با تاریخ معاصر و زدو بندهای پنهانی این قدرت با کشورهای در ظاهر دشمن می باشد.  ایشان در آغاز به عنوان تحلیلگر سیاسی و پژوهشگر با دستگاه ریگان-بوش همکاری کرد.  در سال 1983 تحقیقاتش او را به اینجا رساند که دستگاه ریگان  بطور مخفیانه با اقای خمینی و حزب جمهوری اسلامی وارد معامله ای پنهانی بر سر گروگانهای آمریکایی شده است تا اینگونه مانع انتخاب شدن دوباره کارتر و در نتیجه انتخاب شدن رونالد ریگان شود.  به همین علت به عنوان معترض وجدانی از مقام خود در دولت ریگان استعفا و با نوشتن کتاب "اکتبر سورپرایز" برای اولین بار سازش پنهانی بین دستگاه ریگان و خمینی را افشا کرد و از ایجاد کننده گان موجی شد که دولت ریگان را در نهایت مجبور کرد تا دو مجلس امریکا را مسئول تحقیق در این باره و اینکه ایا چنین توطئه ای رخ داده است یا نه کرد.   در این رابطه بود که کمیته تحقیق مجلسین آمریکا از بنی صدر که در آن زمان در کتاب:" زمان سخن گفتن من" را منتشر کرده بود برای شهادت دادن در کمیسیون دعوت کرد و خانم هونگر با هماهنگی قبلی با او اسناد جدیدی در این رابطه را افشا کرد.  کمیسیون به این نتیجه رسیده بود که چنین توافق پنهانی بین خمینی، احمد خمینی، بهشتی، رفسنجانی و خامنه ای و دستگاه ریگان انجام شده است و رئیس کمیته تحقیق( اسمش الان از ذهنم رفت.) در صحبتی خصوصی به بنی صدر گفته بود که می داند که چنین کاری انجام شده است ولی اعلام چنین معامله ای فشاری به دستگاه سیاسی آمریکا خواهد اورد که دستگاه سیاسی آمریکا توان تحمل آن را نخواهد داشت و برای همین خواهند گفت که نمی دانند که ایا چنین معامله ای انجام شده است.  بنی صدر به او گفته بود که کار اشتباهی خواهد کرد اگر حقیقت را نگوید و...و

بهر حال، حال بابارا هونگر، در تحقیقات بسیار مفصل خود در رابطه با حمله یازده دسامبر، روایت دولت آمریکا را بطور جدی و با استفاده از اسناد و اطلاعات به زیر سوال برده است و در این سخنرانی چند ساعته نشان داده است که دولت آمریکا اطلاعات بسیاری در این رابطه را پنهان کرده است

وقتی به کوششهای شبانه روی خبر نگاران پژوهشگر و اساتید آمریکا یی مانند هونگرو و یا رابرت پاری و...و نگاه می کنم و می بینم که در داخل خبرنگاران و اهل قلم ایرانی معادل چنین کسانی وجود ندارند و هیچکس جز جریان مصدقی استقلال و ازادی در این باره سخن و تحقیق مطلبی منتشر نمی کند و اصحاب قلم در این رابطه روزه سکوت گرفته اند و به اصلی ترین وظیفه خود که اطلاع رسانی به مردم می باشد عمل نمی کنند، متوجه یکی از اصلی ترین دلایل استمرار استبداد  بعد از انقلاب می شوم.

http://www.youtube.com/watch?v=4fvJ8nFa5Qk&feature=youtu.be

۱۳۹۲ آذر ۱۷, یکشنبه

Abolhassan Banisadr message following the passing away of Nelson Mandela




‘Mandela joined the people who are making history and participates with future generations in doing so.’

On 5 December, Nelson Mandela returned to life and to God.Years ago, his release from prison coincided with the anniversary of Iran’s 1979 revolution. While Mandela initially resorted to violent struggle, he later adopted pacifist methods and even method of deviolentisation. He understood well that revolution does not give birth to violence. But accumulated violence within generations reaches a pressure that needs to explode, and revolution provides possibilities for this to happen. After this, it is leadership which provides a direction for the explosion of compressed violence. If the leaders of a revolution aim to realize it without capturing the state, then they can transform violence into dynamic forces for opening up the social system. This energy can then be used to transform animosities into relations of coexistence and friendship. This is what Mandela did. Even those who had committed crimes during apartheid were given an opportunity to express their regret, to attend court and through this to gain permission to live a human and right-oriented life free from apartheid. Mandela became the founder of a new and multiracial society that is able to live in democracy and social peace. 


Mandela realized that revolution is not a reservoir of violence. It can take one of two passages of violence: one in which dynamic forces are used to open up the social system and make it transformative; the other passage in which dynamic forces are used to establish a more destructive form of despotism. Iranians knew this lesson and tried to use it. They tried to transform the social system. They stood on right and are still standing. But even though the Iranian revolution was won through peaceful means (or as we say, the flower won over the bullet), the accumulated violence within the society was used replace the monarchicPahlavi dynasty with a dynasty of clergy. As a result, the country still is burning in fires of violence. Now, if Iranians want to stand for their right and make deviolentisation their method of struggle, this lesson can also be used: violence which accumulates as a result of oppression can be used to establish an independent and free society.

Abohassan Banisadr
6 December 2013

۱۳۹۲ آذر ۱۰, یکشنبه

اعدام اصغر لقایی به جرم پناه داده به بنی صدر و خودکشی پدر او


تا زمان آخرین دیدار بنی صدر با اقای خمینی، که در آن اقای احمد خمینی به بنی صدر اعتراض کرده بود که چرا سخن گفتن در باره قرارداد خفت بار الجزایر در رابطه با گروگانهای آمریکایی را رها نمی کند، بنی صدر باور نمی کرد که شخص خمینی در ساخت و پاخت پنهانی با دستگاه ریگان که بعدا به نام اکتبر سورپرایز معروف گشت، دست داشته است.  این با وجود اطلاعات مکرری بود که از اطرافیان خودش و نیز دفتر ریاست جمهوری به او می دادند که سرنخ معامله پنهانی که به انتخاب ریگان منجر شده است(که به سر بر آوردن غول نو لیبرایسم که بحران عظیم اقتصادی و گسترش فقر و...و نتیجه آن می باشد، منجر شد.) نه فقط به آقایان بهشتی و رفسنجانی و خامنه ای و احمد خمینی ختم که به شخص اقای خمینی ختم می شود.  شدت علاقه به اقای خمینی و نیز عدم باور به اینکه چگونه ممکن است مرجع تقلید و رهبر انقلاب مرتکب چنین خیانتی بشود، سبب شد که به اطلاعات متواتر در این باره توجه نکند.  
از جمله عوارض این عدم باور این بود که پیش بینی کوشش جریان استبدادی برای جلوگیری از افشای این زد و بند از طرف او که تنها از طریق به قتل رساندن او ممکن بود را از قبل پیش بینی نکرده و بنا براین هیچ  تدارکی برای تهیه مخفیگاه انجام نداده بود.  به همین علت بود که بزرگوارانی، با عجله، داوطلب پناه دادن به اولین رئیس جمهور تاریخ شدند.  از جمله به این دلیل که تا فردا گفته نشود که مردم، اولین رئیس تاریخ خود را که برای وفاداری به عهد در برابر غول سر بر آورده استبدادی ایستاده بود تنها گذاشتند.  اولین آنها شهید اصغر لقایی از اعضای حزب ملت ایران و از نزدیکان داریوش فروهر بود که او در در خانه خود پناه داد.  لازم به یاد آوری می باشد که زمانی شهید لقایی به بنی صدر پناه داد که هنوز رئیس جمهور قانونی وطن بود.  البته این رئیس جمهور قانونی بودن مانع نشده بود که ایت الله گیلانی حکم هفت بار اعدام او را صادر نکند.  
بعد از چند روز بنی صدر، به خانه دیگری پناه بود ولی آدمکشان رژیم که بیتابانه در پی یافتن و به قتل رساندن رئیس جمهور می گشتند، متوجه شدند که بنی صدر در خانه لقایی پنهان شده بوده است.  در نتیجه شهید لقایی را دستگیر و بسرعت اعدام می کنند.  پدر شهید لقایی که تاب به قتل رساندن فرزند را نیاورده بود دست بخودکشی زد و چند روز بعد در بیمارستان در گذشت.

هموطنان جوان، که شاید بشود گفت که پیش از چیز چیز قربانی تحریف تاریخ  انقلاب هستند دقت کنند که در آن زمان تمامی اصلاح طلبان دولتی و اصول گرایان  همگی در این جنایتها بطور فعال شرکت داشتند  و در این رابطه می باشد که به اصلی ترین علت اصرار آنها بر اصلاح پذیری رژیم ولایت مطلقه فقیه می شود پی برد.  همه کار می کننند تا گذشته انها افشا و به نقد کشیده نشود.  شما در این رابطه چه مسئولیتی برای خود در نظر می گیرید؟

۱۳۹۲ آذر ۷, پنجشنبه

خلع سلاح جبهه شکل گرفته بر ضد ایران و جلوگیری از غارت نفت و گاز ایران تنها از طریق پایان دادن کامل فعالیتهای هسته ممکن است


گفته شده بود که این قراداد  ژنو از معاهده ترکمانچای بدتر است.  از جمله به این دو دلیل:

 - در آنجا در عوض از دست دادن سرزمینها، روسیه ضمانت کرده بود که سلسله قاجار را از طریق فرزندان عباس میرزا برسمیت بشناسد و در قراداد ژنو، تلویحا آمریکا و دیگر دولتهای غربی رژیم را برسمیت شناخته اند( یادمان نرود که مطابق خاطرات مک فارلین، آقایان خامنه ای و رفسنجانی به ریگان پیشنهاد کرده بودند که حاضرند در مقابل حمایت آمریکا از آنها، خمینی را زهر کش کنند.  حال این حمایت را بدست آورده اند.) 

-در آنجا وقتی ایران را مجبور به پرداخت غرامت کرده بودند و وقتی فتحعلیشاه دیده که که پولها و سکه های طلا و نقره را دارند بار قاطر و الاغ می کنند و خزانه در حال خالی شدن است آنقدر حالش بد شده بود که وزیر مربوطه از ترس اینکه شاه سکته نکند گفته بود او را از خزانه بیرون ببرند تا خالی شدن خزانه را نبیند.  در حالیکه خسارتی که این بحران به ایران وارد کرده است تا بحال نزدیک 4000 میلیارد دلار شده است و خونریزی اقتصادی و سیاسی و...و هنوز ادامه دارد و جبهه گیریها در آمریکا و اسرائیل و شیخهای مستبد خلیج فارس نشان می دهد که بعد از این قراداد هم گلوی ایران را گرفته و رها نخواهند کرد.  از جمله به این دلیل که شیخها به غارت نفت و گاز ایران ادامه داده و هر ساله بیش از ٤٠ میلیارد دلار گاز و نفت ایران را بدزدند و صدای رژیم در نیاید. همانطور که در محاسبه(1) می بینید ضرر بحران اتمی تا بحال بیش از ٣٤٦٠ میلیادر دلار بوده است و این قراداد و صف ارایی هایی که در آمریکا در سنا و کنگره و لابی اسرائیل ایجاد شده است نشان از ان دارد که به ایران اجازه بسیار محدودی برای فعالیتهای اتمی خواهند داد فقط برای اینکه از آن به عنوان بهانه ای برای کنترل رژیم و تحمیل سکوت برای غارت ثروت ملی ایران استفاده کنند.
 به بیان دیگر، غرب نیک می داند که رژیم مدتهاست( از سال ٢٠٠٣) که قصد تولید بمب را ندارد ولی از این بهانه دست بر نخواهند برداشت تا از این طریق رژیم را کنترل، اتحاد بر ضد ایران را تقویت و هر چه بیشتر به دزدیدن نفت و گاز ایران از منابع مشترک ادامه دهند( برای مثال، قطر نه برابر ایران از منابع مشترک بهره برداری می کند و در حال افزایش سریع استخراج این منابع می باشد.)
هموطنان، برای جلوگیری از ادامه این خونریزی دائم اقتصادی و وضعیت آشفته سیاسی تنها یک راه بیشتر وجود ندارد و آن اینکه با فشار خود رژیم را مجبور کنید که اعلام کند که بسرعت هم غنی سازی( قیمت کل غنی سازی که انجام داده اند در بازار ازاد چند میلیون دلار بیشتر نیست ودر مقابل آن بیش از سه هزار و چهارصد میلیارد دلار بوطن خسارت وارد کرده اند.) و هم کلیه فعالیتهای اتمی( که از اول بزیان اقتصاد وطن بود.) خود را تعطیل خواهد کرد.  تنها این عمل است که بسرعت اتحادیه شوم شکل گرفته بر ضد ایران را خلا سلاح خواهد کرد و چاره ای جز برداشتن تمامی تحریمها برایشان نخواهد ماند.  برای تحمیل اینکار به مافیای حاکم نیاز به این است که دست از تماشاگر بودن برداشته، خود را صاحیان اصلی وطن و حاکم بر سرنوشت خود بدانید و تواناییهای خود را باور و از این طریق وارد عمل شوید.  تنها عاملی که می تواند این معادله دقیقا حساب شده از طرف قدرتهای خارجی را بر هم بزند، شما هستید.  معمار سرنوشت خود شوید و آنگاه خواهید دید که گشایشی عظیم نه تنها در وطن و منطقه که در جهان درگیر بحرانهای عظیم ایجاد خواهید کرد.  ایران در موقعیتی بس تاریخی قرار گرفته است و اگر به مسئولیت انسانی و ملی خود عمل کنید، نه نظاره گر جریان تاریخ که تاریخ ساز خواهید شد.
(1)   در اینجا تحقیق دقیق بنی صدر و دو اقتصاد دان دیگر را در رابطه با رقم نجومی خسارتی که رژیم بوطن وارد کرده است را می بینید:
در این گزارش نیز می بینیم که از الان چه لیست طولانی را به عنوان شرط برای برداشتن تحریمها در آمریکا شرط کرده اند
المونیتور: ایران اگر بخواهد تحریم های مالی و نفتی آمریکا برداشته شود، رییس جمهور باید به کنگره گزارش دهد که ایران قصد ساخت سلاح‌های کشتار جمعی ندارد، یک دولت حامی تروریسم نیست و خطری برای متحدان آمریکا ایجاد نمی کند. پس اگر آمریکا و ایران هر دو در مورد لغو تحریم ها جدی هستند، باید در مورد روابط ایران، اسراییل و حزب الله نیز گفتگو صورت بگیرد